X
تبلیغات
زندگی کردن را بیاموزیم ...
زمانی که فکر و تلاش نتیجه نمیدهد زمان و صبر کار ساز میشود باید صبر را اموخت

بوسه یعنی وصل جانان وصل عشق

بوسه یعنی یک شدن در درس عشق

خداییش خیلی لذت داره آدم کسی رو که عاشقش

هست از ته دل این توری ببوسه مگه نه دوستان خوبم


؟؟؟؟!!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1392ساعت 18:38  توسط ارمین ورمزیار21  | 

دایره تصمیم گیری ما که ما با تصمیمات خودمون زندگی خودمون رو درست میکنیم ...

۱ـاشیا

۲ـافکار

۳ـاحساسات

۴ـاعمال 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آذر 1392ساعت 12:38  توسط ارمین ورمزیار21  | 

 

تصمیم با شماست میتوانید مثبت اندیش باشید یا منفی باف ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آذر 1392ساعت 12:28  توسط ارمین ورمزیار21  | 


مـــــــــــــرد است دیگر...

گاهی تند میشود

و گاهی عاشقانه میگوید..

مـــــــــــــرد است دیگر..

غرورش آسمان

و دلش دریاست...

تو چه میدانی ازبغض گلو گیر کرده یک مـــــــــــــرد...؟

تو چه میدانی که چشمانت دنیای او شده...؟

تو چه میدانی

از هق هق شبانه او که فقط خودش خبردارد و بالشش...؟

مـــــــــــــرد را فقط مـــــــــــــرد میفهمد و مـــــــــــــرد

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آذر 1392ساعت 10:42  توسط ارمین ورمزیار21  | 

همیشه باخودم فکرمیکنم انجلیناجولی و بردپیت که شش بچه رو

 

همیشه باخودم فکرمیکنم انجلیناجولی و بردپیت که شش بچه رو

ازملیتهای مختلف به فرزندی قبول کردن و بابهترین امکانات بزرگ میکنن

با اون حاجی بازاری که پونزده دفعه رفته مکه اما

"ازحال همسایه اش هم خبر نداره"

نزد خداوند چه جایگاهی دارند" نه نزد بندگان خدا!!!!"

اینجاست که این حرف به ذهنم میاد :

"دستهایی که کمک میکنند مقدس تر از لبهایی هستند که دعا می خوانند."

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آذر 1392ساعت 18:31  توسط ارمین ورمزیار21  | 


بی صبرانه در انتظار زمان بمان

باغبان حتی اگر باغش را غرق آب کند

درختان خارج از فصل خود میوه نمیدهند .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آذر 1392ساعت 17:31  توسط ارمین ورمزیار21  | 











كلمات، چنان قدرتی دارند که می توانند آتش جنگی را بیفروزند و یا صلحی را بر قرار سازند، رابطه ای را به نابودی کشانند و یا آنرا محکمتر کنند. برداشت و احساس ما نسبت به هر چیز، بسته به معنائی است که به آن چیز می دهیم. کلماتی که آگاهانه یا نا آگاهانه برای بیان یک وضعیت انتخاب می کنیم، بلافاصله معنای آن را در نظرمان دگرگون می کنند و در نتیجه احساسمان را تغییر می دهند.

 « آنتونی رابینز »

 من و شما نیز می توانیم زندگانی خود رابه صورت یکی ازاین افسانه ها در آوریم، به شرط اینکه شهامت داشته باشیم و بدانیم که قادریم اختیار اتفاقاتی را که در زندگیمان می افتد به دست گیریم. « آنتونی رابینز »

نشاط و خوشدلی، اعتماد به نفس شما را تقویت و زندگی را دلپذیرتر می سازد و باعث می شود که اطرافیان شما شادی بیشتری را احساس کنند. خوشدلی به معنی خوشخیالی و فرار از مشکلات نیست، بلکه نشانه هوش و ذکاوت شماست. « آنتونی رابینز »


بسیاری از چیزها در اطرافتان وجود دارند که به کار موفقیت وعملی شدن رویا های شما می آیند، اما متوجه وجود آنها نمی شوید. زیرا هدفهای خود را به روشنی تعریف نکرده اید و به عبارت دیگر به مغز خود نیاموخته اید که آن چیز ها دارای اهمیت هستند. « آنتونی رابینز »


ممكن است بزرگترین اره ای كه در جهان اختراع شده است، در دست شما باشد و در عین حال، در میان انبوهی از درختان جنگل، سرگردان بمانید و ندانید چه كنید. اگر بدانیم كه چه درختانی را باید برید و چرا، شرایط بر وفق مراد است، وگرنه ابزاری عالی در دست دارید كه به هیچ نمی ارزد. « آنتونی رابینز »


زمانی می اندیشیم بهترین راه كمك به بیچارگان آن است كه الگوی خوبی برای آنها باشیم تا بدانند شیوه های بهتری نیز برای زندگی وجود دارد و به آنها كمك كنیم تا بتوانند خودشان زندگی خود را اداره كنند. « آنتونی رابینز »


اگر توجه مان را به چیزی جلب کنیم که از آن وحشت داریم، به طور قطع همان بلائی را که از آن می ترسیم، به سرمان می آید. « آنتونی رابینز »

وقتی به دنبال هدف تازه ای می روید و با مانعی مواجه می شوید، به یاد آورید که از این موانع، قبلا هم در زندگیتان بوده است و بر آنها غلبه کرده و موفق شده اید. « آنتونی رابینز »

 همیشه به خود اعتماد داشته باشید. اگر یک بار کاری را با موفقیت انجام داده باشید، باز هم می توانید. « آنتونی رابینز »

زندگی یک هدیه است: به ما حق ویژه، فرصت و مسؤولیت می‌دهد. باید به ازای آن، چیزی بازگردانیم و آن « خود اصلاح‌شده » ماست. « آنتونی رابنیز »

الهام بخش زندگی من، شرح حال كسانی بوده است كه امكانات و استعدادهای خود را به كار می گیرند تا به موفقیتها و نتایجی تازه، چه برای خود و چه برای دیگران، دست یابند. « آنتونی رابینز »


 گاهی وقتها بر یك رشته عملیات نامی می نهیم و چون با نام، مشخص می سازیم، آنها را شیء می نامیم، حال آنكه مجموعه ای از كارها نیستند. « آنتونی رابینز »

 برخی از ما بحث را با مشاجره و بوكس بازیهای لفظی اشتباه می گیریم، در حالیكه راههای ظریفانه تر و مؤثرتری برای از بین بردن مقاومتها وجود دارد. « آنتونی رابینز »


در بسیاری از موارد،  اگر كاری را به دقت مانند گذشته انجام دهیم، برایمان راحت تر است. اما آنچه آسانتر است، بیشتر وقتها از همه بدتر است. « آنتونی رابینز »


 لزومی ندارد كه افراد به درستی مانند هم باشند تا با هم صمیمی شوند، بلكه باید به تفاوت دیدگاههای یكدیگر توجه و در عین حال به هم احترام بگذارند. « آنتونی رابینز »


هر گاه گرفتن تصمیم مهمی را دشوار یافتید، بدانید كه علتش تنها یك چیز است و آن اینكه تصور روشنی از ارزشهای خود ندارید. « آنتونی رابینز »


اگر توجه مان را به چیزی جلب كنیم كه از آن وحشت داریم، به یقین همان بلائی كه از آن می ترسیم، بر سرمان می آید. « آنتونی رابینز »


درست است كه پرچم، تنها یك تكه پارچه است، اما در عین حال نشانه تمام فضائل و ویژگیهای یك ملت به شمار می رود. « آنتونی رابینز »


 محدودیتها فقط در ذهن وجود دارند. پس هر وقت محدودیتی به ذهنتان رسید، بی درنگ آن را از مغز خود بیرون كنید. « آنتونی رابینز »


 موفقیت نیز ناشی از آغازگری و ابتکار، پشتکار و بیان واضح عشق و محبت عمیق قلبی است. « آنتونی رابینز »


 به خاطر داشته باشید که حواس خود را به هر چه متوجه کنیم همان را به دست می آوریم. « آنتونی رابینز »

اگر مراقب سلامت خود نباشید، مشکل است که بتوانید از عواطف خود بهره مند شوید. « آنتونی رابینز »

 گاهی باید بیاموزیم كه چگونه ارزشهای ناسازگار را با یكدیگر آشتی دهیم. « آنتونی رابینز »

برای هر یك از ما در هر زمان، امكاناتی موجود است تا زندگی خود را بهتر سازیم. « آنتونی رابینز »

 در زمانهای تصمیم گیری است كه سرنوشت ما رقم زده می شود. « آنتونی رابینز »

مسئولیت قبول کن، بگذار هرچه می‌خواهد پیش بیاید. « آنتونی رابینز »

 در لحظات تصمیم گیری است که سرنوشت ما رقم زده می شود. « آنتونی رابینز »

 پرسشهای ما، افکار ما را می سازند. « آنتونی رابینز 
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آذر 1392ساعت 12:2  توسط ارمین ورمزیار21  | 


نه!

نه 

كاري به كار عشق ندارم!

من هيچ چيز و هيچ كسي را

ديگر

در اين زمانه دوست ندارم

انگار

اين روزگار چشم ندارد من و تو را

يك روز

خوشحال و بي ملال ببيند

زيرا

هر چيزي و هر كسي را

كه دوستتر بداري

حتي اگر يك نخ سيگار

يا زهرمار باشد

از تو دريغ مي‌كند...

پس

من با همه وجودم

خود را زدم به مردن

تا روزگار، ديگر

كاري به كار من نداشته باشد

اين شعر تازه را هم

ناگفته مي‌گذارم...

تا روزگار بو نبرد...

گفتم كه

كاري به كار عشق ندارم!

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آذر 1392ساعت 10:54  توسط ارمین ورمزیار21  | 

بچه که بودم یکی از درسهای مورد علاقه واسه من که از همون موقع به نوشتن علاقه داشتم انشا بود...ولی بچه های دیگه که علاقه ای به نوشتن نداشتن و صرفا دنبال گرفتن یه نمره از معلم و نشون دادن اون به پدر و مادر بودن که بگن ما چقدر درسخون هستیم به امید گرفتن یه جایزه یا حداقل شنیدن یه حرف خوب از اونها واسه نوشتن انشا وقت نمیذاشتن, واسه همین همیشه با خواهش و تمنا یا گاهی اوقات با دادن خوراکی و این جور چیزا ازم میخواستن که براشون انشا بنویسم و من هم در ظاهر با کراهت و در باطن با خوشحالی قبول میکردم...

سال سوم دبستان بودیم که معلممون موضوع انشای معروف علم بهتر است یا ثروت رو به بچه ها داد و ازشون خواست تا برای جلسه بعد بنویسن تا پای تخته بخونن...زنگ که خورد بچه ها مثل دانشجوهایی که دور استاد حلقه میزنن واسه گرفتن نمره قبولی, دور من حلقه زدن و دوباره همون حرفها و خواهش و تمناهای تکراری...خلاصه با کراهت قبول کردم که واسه چند تا شون رو بنویسم اما این بار هم در ظاهر کراهت داشتم و هم در باطن چون موضوع انشای معلم به همون اندازه که معروف بود نوشتنش واسه من هم سخت بود...

وقتی رفتم خونه تو عالم بچگی کلی فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که اگه بگم علم بهتره حتما معلممون خوشش میاد واسه همین شروع کردم به نوشتن چند تا انشا با یک مضمون واحد...اما هیچوقت نفهمیدم که واقعا عقیده خودم همون چیزی بود که روی برگه نوشته بودم...!!

شما برگه انشاتون رو چطور نوشتین!؟

آیا واقعا عقیده خودتون همون چیزی بود که روی برگه نوشته بودین!!؟

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم شهریور 1392ساعت 14:5  توسط ارمین ورمزیار21  | 

چند روز پیش با دوستام توی پارک داشتیم در مورد یه جمله معروف حرف میزدیم... اینکه هیچکس از وضع موجود راضی نیست...

هر کس با یه دیدگاهی داشت این جمله رو تعبیر میکرد ولی چیزی که مشخصه معنی واضح و مبرهن جمله هستش که نمیشه اونو انکار کرد... واقعا اگه این جمله درسته پس تلاش هایی که انسان در طول زندگیش انجام میده بیهوده نیست!؟

اگه هر انسانی با هر وضع فکری و اخلاقی و مالی که داره باز هم از زندگیش راضی نیست پس چه لزومی داره تلاش برای بهبود وضع زندگیش!!؟

اصلا تا چه حد این جمله درسته!!!؟

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم شهریور 1392ساعت 14:3  توسط ارمین ورمزیار21  | 

چند روز پیش با یکی از دوستام داشتیم حرف میزدیم که یه شعر فوق العاده زیبا که شاید بارها شنیده باشیم رو برام خوند:

گر خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد

                                           خواهان کسی باش که خواهان تو باشد...

شاید خیلی از شماها این شعر رو شنیده باشین اما یه سوال...

تا چه حد به درستی اون معتقدین!؟

شاید جواب خیلی از شماها این باشه که بهش معتقدین ولی یه لحظه کلاهتون رو قاضی کنین ببین آیا تو زندگیتون واقعا بهش عمل کردین یا نه!!!؟

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم شهریور 1392ساعت 14:1  توسط ارمین ورمزیار21  | 




سکوت، یعنی گفتن در نگفتن، یعنی مقابله با شهوت رام نشدنی حرف، یعنی تمرین برگشتن به دوران جنینی و شنیدن انحصاری لالائی قلبِ مادر در تنهائی محض.سکوت در مکالمه تلفنی، یعنی تردید یا مزاحمت، یا شرم.


هر سکوتی، سرشار از ناگفته ها نیست، بعضی وقت ها، سرشار از خجالتِ گفته هاست.
موسیقی، یعنی سکوت بعلاوه سکوت های شکسته شده ی موزون.

سکوتِ آرام کتابخانه، یعنی رعد و غرش نهفته ی تمامِ حرف های فشرده ی عالم، در پیش از این.

سکوتِ شاهد، یعنی شهادتِ دروغ، موقع خواب و استراحت و تعطیلی وجدان.


سکوتِ محکوم بی گناه، یعنی بغض، آه، گریه درون.

سکوتِ مظلوم، یعنی نفرینی مطلق و ابدی.


بعضی سکوت را به رشوه ای کلان می خرند و با سودی سرشار، به اسم حق السکوت، می فروشانند.

سکوتِ عاشق در جفای معشوق، یعنی پاس حرمتِ عشق.


سکوت، در خود گریه دارد ولی گریه، با خود سکوتی ندارد.

بعضی با سکوت آنقدر دشمنند که حتی در خواب هم آنرا با پریشان گوئی می شکنند.


سکوتِ در بیمارستان، بهترین هدیه ی عیادت کنندگان است.

آدم، بسیاری حرف ها را که می شنود، آرزو می کند کاش بشر گنگ و ساکت بود.


ایرانی ها، از قدیم معنی سکوت و سخن بخردانه گفتن را خوب بلدند، اشکال فقط در استفاده گاه و بیگاه از این دو نعمت، به جای هم است.

آنان که حرمت سکوت را پاس می دارند، بیش از حرّافانِ حرفه ای، به بشر امیدواری می دهند.


وقتی خدا بخواهد فساد کسی را برملا کند، نعمتِ سکوت را از او سلب می کند.

سکوتِ قاضی، رعب آورترین سکوتِ زمینی است، وقتی بدانی گناهکاری.


سکوتِ وداعِ واپسین دیدار دو دلدار، همیشه مرطوب است.

سکوتِ یک محکوم به مرگ، پر از پشیمانی لزج است.


خیالتان آسوده، سکوتِ مرگ، سرد و منجمد است، ولی شکستنی نیست.

زیر زمین خانه های قدیمی تمام مادر بزرگ ها، سرشار از سکوتِ ترشی سیر، انار خشکیده، سرکه ی انگور، عروسک ها و دوچرخه دوران بچگی است.


سینمای صامت، پر از سکوتی گویا و خنده دار بود.


غیرقابل درک ترین سکوت، متعلق به معلم ادبیات پیری است که، شاگرد قدیمش را در حال غلط خواندن گلستان سعدی از تلویزیون می بیند.


آزار دهنده ترین سکوت، وقتی است که دروغ می گوئی و مخاطبت در سکوتی سنگین، فقط نگاه می کند.

در گورستان، فقط در ساعات معینی که ارواح به میهمانی می روند، سکوت برقرار است.


بعضی، بلدند با تمام وجود مدت ها ساکت باشند، حیف که زبانشان آخر همه را به باد می دهد.

آدم های ترسو، برای فرار از سکوت، با خود حرف می زنند.


تابلوهای جهت نما، در خیابان و جاده ها، در سکوتی بی ادعا، عابران را راهنمائی می کنند.

تمام مردم جهان، با یک زبان واحد سکوت می کنند، ولی به محض باز کردن دهان از هم فاصله می گیرند.


کرو لال ها، در سکوتِ محض با هم حتی پرچانگی هم می کنند.

سکوت، خیلی خیلی خوب است، اما نه هر سکوتی.


بعضی، قادرند تا لحظه مرگ، سکوت کنند، به شرطِ آنکه حق السکوتِ قابلی در قبالش گرفته باشند.

در آخرت، تو را به خاطر حرفهای نسنجیده، ممکن است مجازات کنند، ولی سکوتِ بی جایت را، هرگز نمی بخشایند.


سکوت را با هر چیزی می شود شکست، ولی با هر چیزی نمی توان پیوند زد.

سکوت، حتی از نوع مطلق اش در نهایت شکستنی است.


دفاترِ سفید و بی خطِ نو، مثل نوارِ خام، مملو از سکوتند.

تاکنون، هیچ مترجمی پیدا نشده که بتواند سکوت را، از زبانی به زبان دیگر ترجمه کند.


قطعاً یکی از راههای تحمل ِزندگی، پناه بردن به سکوت است.

همیشه گفته اند، از آن نترس که های و هو دارد، از آن بترس که برّوبرّ، نگاهت می کند و در سکوت، برایت نقشه ای شیطانی می کشد.


آدم های خسیس، ممکن است بی بهانه حرف بزنند، ولی بی بها، سکوت نمی کنند.

سکوت گاهی وقتها واقعا زیباست... مثل وقتایی که آدم توی طبیعته؛ توی یه جای بکر و دنجش. که جز پرنده ها و آب و درختاش کس دیگه ای نیست و صدایی نیست جز همین صداها که گوش دادن بهشون یه شور خاصی به آدم میبخشه.


سکوت ساحل واقعا زیباست و سکوت زمانیکه یه نوای زیبا به گوش میرسه و همه ی وجود آدم رو در بر میگیره ...

سکوت؛ در آن می توان شکفت، شکست، خندید، بارید، ترسید، شنید. در او می توان نشست و هیچ نگفت و تنها در سکوت است که می توان فاصله ها را با گوهر خیال، پیوند داد.


راستی چه زیباست سکوت؛ این واژه پر از فریاد ...

+ نوشته شده در  شنبه نهم شهریور 1392ساعت 21:58  توسط ارمین ورمزیار21  | 





ارزش خوندن این متن به دقایق وقتی هست که شما صرف می کنید

پس سعی کنید این دقایق رو از دست ندید دوستان من



 همه ما خودمان را چنین متقاعد می كنیم كه زندگی بهتری خواهیم داشت اگر:

شغلمان را تغییر دهیم

مهاجرت كنیم

با افراد تازه ای آشنا شویم

ازدواج كنیم



فكر میكنیم،* زندگی بهتر خواهد شد اگر:

ترفیع بگیریم

اقامت بگیریم

با افراد بیشتری آشنا شویم

بچه دار شویم



و خسته می شویم وقتی:

می بینیم رئیسمان ما را درک نمی کند

زبان مشترك نداریم

همدیگر را نمی فهمیم

می*بینیم كودكانمان به توجه مداوم نیازمندند

بهتر است صبر كنیم ...



با خود می گوییم زندگی وقتی بهتر خواهد شد كه :

رئیسمان تغییر كند

شغلمان را تغییر دهیم

به جای دیگری سفر كنیم

به دنبال دوستان تازه ای بگردیم

همسرمان رفتارش را عوض كند

یك ماشین شیك تر داشته باشیم

بچه هایمان ازدواج كنند

به مرخصی برویم

و در نهایت بازنشسته شویم ...



حقیقت این است كه برای خوشبختی، هیچ زمانی بهتر از همین الآن وجود ندارد.

اگر الآن نه، پس كی؟

زندگی همواره پر از چالش است.

و مشکلات تمامی نخواهند داشت!

بهتر این است كه این واقعیت را بپذیریم و تصمیم بگیریم كه با وجود همه این مسائل،

شاد و خوشبخت زندگی كنیم.



بعضی وقت ها ...

به خیالمان می رسد كه زندگی، همان زندگی دلخواه، موقعی شروع می شود كه موانعی كه سر راهمان هستند، كنار بروند:

مشكلی كه هم اكنون با آن دست و پنجه نرم می كنیم

كاری كه باید تمام كنیم

زمانی كه باید برای كاری صرف كنیم

بدهی*هایی كه باید پرداخت كنیم

و ...

بعد از آن زندگی ما، زیبا و لذت بخش خواهد بود!



بعد از آنكه همه ی این ها را تجربه كردیم، تازه می فهمیم كه زندگی، همین چیزهایی است كه ما آن ها را موانع می*شناختیم!

این بصیرت به ما یاری میدهد تا دریابیم كه جاده*ای اختصاصی بسوی خوشبختی وجود ندارد.

خوشبختی، خود همین جاده ایست که ما را به زندگی و آینده هدایت می کند.

تو رو خدا بیائید از هر لحظه زندگی لذت ببریم.



برای آغاز یك زندگی شاد و سعادتمند لازم نیست كه در انتظار بنشینیم:

فارغ التحصیل شویم

به دوران دانشگاه برگردیم

به دوران کودکی برگردیم

وزنمان را كاهش دهیم

وزنمان را افزایش دهیم

شروع به كار کنیم

مهاجرت کنیم

دوستان تازه ای پیدا کنیم

ازدواج کنیم

فرزند به دنیا بیاوریم

یک خانه شیک بسازیم

شروع تعطیلات فرا برسد

صبح جمعه بیاید

در انتظار دریافت وام جدید باشیم

یك ماشین نو بخریم

بازپرداخت قسط ها به اتمام برسد

برنده یک مسابقه میلیونی شویم

مشهور و سرشناس شویم

بهار بیاید

تابستان از راه برسد

پاییز را تجربه کنبم

زمستان را به امید بهار دلخوش کنیم

اول برج ...

پخش فیلم مورد نظرمان از تلویزیون

سفرهای خارجی

مردن

تولد مجدد !

و...



امــــــــــا ...

خوشبختی یك سفر است، نه یك مقصد ...

هیچ زمانی بهتر از همین لحظه برای شاد بودن وجود ندارد.

زندگی كنید و از حال لذت ببرید.

اكنون فكر كنید و سعی كنید به سؤالات زیر پاسخ دهید:

1. پنج نفر از ثروتمندترین مردم جهان را نام ببرید ؟

2. برنده*های پنج جام جهانی آخر را نام ببرید ؟

3. آخرین ده نفری كه جایزه نوبل را بردند چه كسانی هستند ؟

4. آخرین ده بازیگر برتر اسكار را نام ببرید ؟

نمیتوانید پاسخ دهید؟

نسبتاً مشكل است، اینطور نیست؟

نگران نباشید، هیچ كس این اسامی را به خاطر نمی آورد.

پس شما چیزی را از دست نداده اید.

چـــــــــون :

روزهای تشویق به پایان می رسد!

نشان های افتخار خاك می گیرند!

برندگان به زودی فراموش میشوند!

و حتی بهترین ها هم آخر می میرند!

اكنون به این سؤالها پاسخ دهید:

1. نام سه معلم خود را كه در تربیت شما مؤثر بوده*اند، بگویید ؟

2. سه نفر از دوستان خود را كه در مواقع نیاز به شما كمك كرده اند، نام ببرید ؟

3. افرادی كه با مهربانی هایشان احساس گرم زندگی را به شما بخشیده*اند، به یاد بیاورید ؟

4. پنج نفر را كه از هم صحبتی با آن ها لذت می برید، نام ببرید ؟

حالا ساده تر شد، اینطور نیست؟

افرادی كه به زندگی شما معنی بخشیده*اند، ارتباطی با "ترین*های دنیا" ندارند،

ثروت بیشتری ندارند، بهترین جوایز را نبرده*اند ...



ولــــــــــی ...

آنها كسانی هستند كه به فكر شما هستند، مراقب شما هستند،

همان هایی كه در همه ی شرایط، كنار شما می مانند ...

كمی بیاندیشید. زندگی خیلی كوتاه است

حتی کوتاه تر از اینکه مفهوم واژه های این ایمیل را بخاطر سپردید

شما در كدام لیست قرار دارید؟

نمی دانید؟

اجازه دهید كمكتان كنم.

شما در زمره ی ترین*های دنیا نیستید ...

امــــــــــا...

شما از جمله دوستانی هستید كه برای در میان گذاشتن این راز در خاطر من بودید

و برای تقسیم تمام شادیها نیز در خاطرم خواهید ماند

فقط همین

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم مرداد 1392ساعت 13:34  توسط ارمین ورمزیار21  | 

۱۰ درس شگفت انگیز از زندگی انیشتین

۱۰ درس شگفت انگیز از زندگی انیشتین
هرگز از اشتباه کردن نترسید .اشتباه شکست نیست .اشتباهات شما را بهتر،زیرک تر و سریع تر می کنند، اگر شما از آنها استفاده مناسب کنید . قدرتی که منجر به اشتباه می شود را کشف کنید .

 

۱ . کنجکاوی را دنبال کنید

“من هیچ استعداد خاصی ندارم .فقط عاشق کنجکاوی هستم “

چگونه کنجکاوی خودتان را تحریک می کنید ؟ من کنجکاو هستم. مثلا پیدا کردن علت اینکه چگونه یک شخص موفق است و شخص دیگری شکست می خورد .به همین دلیل است که من سال ها وقت صرف مطالعه موفقیت کرده ام . شما بیشتر در چه مورد کنجکاو هستید ؟

پیگیری کنجکاوی شما رازی است برای رسیدن به موفقیت.


۲ .پشتکار گرانبها است

“من هوش خوبی ندارم، فقط روی مشکلات زمان زیادی میگذارم”

تمام ارزش تمبر پستی توانایی آن به چسبیدن به چیزی است تا زمانی که آن را برساند.مانند تمبر پستی باشید ؛ مسابقه ای که شروع کرده اید را به پایان برسانید .

با پشتکار می توانید به مقصد برسید.


۳ .تمرکز بر حال

“مردی که بتواند در حالی که دختر زیبایی را می بوسد با ایمنی رانندگی کند ، به بوسه اهمیتی را که سزاوار آن هست نمیدهد “

پدرم به من می گفت نمی توانی در یک زمان بر ۲ اسب سوار شوی .من دوست داشتم بگویم تو می توانی هر چیزی را انجام بدهی اما نه همه چیز .یاد بگیرید که در حال باشید.تمام حواستان را بدهید به کاری که در حال حاضر انجام میدهید.

انرژی متمرکز، توان افراد است، و این تفاوت پیروزی و شکست است .


۴ .تخیل قدرتمند است .

“تخیل همه چیز است .می تواند باعث جذاب شدن زندگی شود .تخیلی به مراتب از دانش مهم تر است “

آیا شما از تخیلات روزانه استفاده می کنید ؟ تخیل از دانش مهم تر است ! تخیل شما پیش نمایش آینده شما است .نشانه واقعی هوش دانش نیست ، تخیل است.

آیا شما هر روز ماهیچه های تخیلتان را تمرین می دهید ؟اجازه ندهید چیزهای قدرتمندی مثل تخیل به حالت سکون دربیایند.


۵ .اشتباه کردن

“کسی که هیچ وقت اشتباه نمی کند هیچ وقت هم چیز جدید یاد نمیگیرد “

هرگز از اشتباه کردن نترسید .اشتباه شکست نیست .اشتباهات شما را بهتر،زیرک تر و سریع تر می کنند، اگر شما از آنها استفاده مناسب کنید . قدرتی که منجر به اشتباه می شود را کشف کنید .

من این را قبل گفته ام ،و اکنون هم می گویم ، اگر می خواهید به موفقیت برسید اشتباهاتی که مرتکب می شوید را ۳ برابر کنید .


۶ .زندگی در لحظه

“من هیچ موقع در مورد آینده فکر نمی کنم ،خودش بزودی خواهد آمد”

تنها راه درست آینده شما این است که در “همین لحظه ” باشید .

شما زمان حال را با دیروز یا فردا نمی توانید عوض کنید .،بنابراین این از اهمیت فوق العاده برخوردار است، که شما تمام تلاش خود را به زمان جاری اختصاص دارید .این تنها زمانی است که اهمیت دارد ، این تنها زمانی است که وجود دارد .


۷ .خلق ارزش

“سعی نکنید موفق شوید ، بلکه سعی کنید با ارزش شوید “

وقت خود را به تلاش برای موفق شدن هدر ندهید،وقت خود را صرف ایجاد ارزش کنید .اگر شما با ارزش باشید ،موفقیت را جذب می کنید

استعدادها و موهبت هایی که دارید را کشف کنید ، بیاموزید چگونه آن استعدادها و موهبت های الهی را در راهی استفاده کنید که برای دیگران مفید باشد .

تلاش کنید تا با ارزش شوید و موفقیت شما را تعقیب خواهد کرد .


۸ .انتظار نتایج متفاوت نداشته باشید.

“دیوانگی : انجام کاری دوباره و دوباره و انتظار نتایج متفاوت داشتن “

شما نمی توانید کاری را هر روز انجام دهید و انتظار نتایج متفاوت داشته باشید ،به عبارت دیگر، نمی توانید همیشه کار یکسانی (کارهای روزمره) را انجام دهید، و انتظار داشته باشید متفاوت به نظر برسید.برای اینکه زندگی تان تغیر کند، باید خودتان را تا سر حد تغییر افکار و اعمالتان متفاوت کنید، که متعاقبا زندگی تان تغییر خواهد کرد.


۹ .دانش از تجربه می آید .

“اطلاعات به معنای دانش نیست . تنها منبع دانش تجربه است “

دانش از تجربه می آید . شما می توانید درباره انجام یک کار بحث کنید ، اما این بحث فقط دانش فلسفی از این کار به شما می دهد .شما باید این کار را تجربه کنید تا از آن آگاهی پیدا کنید .تکلیف چیست ؟ دنبال کسب تجربه باشید !

وقت خودتون رو صرف یادگرفتن اطلاعات اضافی نکنید .دست بکار شوید و دنبال کسب تجربه باشید .


۱۰ .اول قوانین را یاد بگیرید بعد بهتر بازی کنید.

“اگر شما قوانین بازی را یاد بگیرید از هر کس دیگر بهتر بازی خواهید کرد”

۲ گام هست که شما باید انجام بدهید .اولین گام این است که شما باید قوانین بازی که می کنید را یاد بگیرید ،این یک امر حیاتی است.گام دوم این که شما باید بازی را از هر فرد دیگری بهتر انجام بدهید .اگر شما بتوانید این ۲ گام را انجام دهید موفقیت از آن شما می شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم مرداد 1392ساعت 22:9  توسط ارمین ورمزیار21  | 


شب آرامي بود


مي روم در ايوان، تا بپرسم از خود

زندگي يعني چه؟

مادرم سيني چايي در دست

گل لبخندي چيد ،هديه اش داد به من

خواهرم تكه ناني آورد ، آمد آنجا

لب پاشويه نشست

پدرم دفتر شعري آورد، تكيه بر پشتي داد

شعر زيبايي خواند ، و مرا برد، به آرامش زيباي يقين

:با خودم مي گفتم

زندگي، راز بزرگي است كه در ما جاريست

زندگي فاصله آمدن و رفتن ماست

رود دنيا جاريست

زندگي ، آبتني كردن در اين رود است

وقت رفتن به همان عرياني؛ كه به هنگام ورود آمده ايم

دست ما در كف اين رود به دنبال چه مي گردد؟

!!!هيچ

زندگي ، وزن نگاهي است كه در خاطره ها مي ماند

شايد اين حسرت بيهوده كه بر دل داري

شعله گرمي اميد تو را، خواهد كشت

زندگي درك همين اكنون است

زندگي شوق رسيدن به همان

فردايي است، كه نخواهد آمد

تو نه در ديروزي، و نه در فردايي

ظرف امروز، پر از بودن توست

شايد اين خنده كه امروز، دريغش كردي

آخرين فرصت همراهي با، اميد است

زندگي ياد غريبي است كه در سينه خاك

به جا مي ماند



زندگي ، سبزترين آيه ، در انديشه برگ

زندگي، خاطر دريايي يك قطره، در آرامش رود

زندگي، حس شكوفايي يك مزرعه، در باور بذر

زندگي، باور درياست در انديشه ماهي، در تنگ

زندگي، ترجمه روشن خاك است، در آيينه عشق

زندگي، فهم نفهميدن هاست

زندگي، پنجره اي باز، به دنياي وجود

تا كه اين پنجره باز است، جهاني با ماست

آسمان، نور، خدا، عشق، سعادت با ماست

فرصت بازي اين پنجره را دريابيم

در نبنديم به نور، در نبنديم به آرامش پر مهر نسيم

پرده از ساحت دل برگيريم

رو به اين پنجره، با شوق، سلامي بكنيم

زندگي، رسم پذيرايي از تقدير است

وزن خوشبختي من، وزن رضايتمندي ست

زندگي، شايد شعر پدرم بود كه خواند

چاي مادر، كه مرا گرم نمود

نان خواهر، كه به ماهي ها داد

زندگي شايد آن لبخندي ست، كه دريغش كرديم

زندگي زمزمه پاك حيات ست ، ميان دو سكوت

زندگي ، خاطره آمدن و رفتن ماست

لحظه آمدن و رفتن ما ، تنهايي ست

من دلم مي خواهد

قدر اين خاطره را دريابيم.


زنده ياد سهراب سپهري

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم مرداد 1392ساعت 21:50  توسط ارمین ورمزیار21  | 


خداوندا !

 

خداوندا...!

 

اگر روزی بشر گردی

 

زحال بندگانت با خبر گردی

 

پشیمان می شدی از قصه خلقت

 

از اینجا از آنجا بودنت !

 

خداوندا ...!

 

اگر روزی ز عرش خود به زیر آیی

 

لباس فقر به تن داری

 

برای لقمه ی نانی

 

غرورت را به زیر پای نامردان فرو ریزی

 

زمین و آسمان را کفر می گویی ... نمی گویی؟

 

خداوندا ...

 

اگر با مردم آمیزی

 

شتابان در پی روزی

 

ز پیشانی عرق ریزی

 

شب آزرده و دل خسته

 

تهی دست و زبان بسته

 

به سوی خانه بازآیی

 

زمین و آسمان را کفر می گویی ....نمی گویی؟

 

خداوندا ...

 

اگر در ظهر گرماگیر تابستان

 

تن خود را به زیر سایه ی دیواری بسپاری

 

لبت را بر کاسه ی مسی قیر اندود بگذاری

 

وقدری آن طرف تر کاخ های مرمرین بینی

 

و اعصابت برای سکه ای این سو و آن سو در روان باشد

 

و شاید هر رهگذر هم از درونت با خبر باشد

 

زمین و آسمان را کفر می گویی ....نمی گویی؟

 

خدایا خالقا بس کن جنایت را تو ظلمت را...!

 

تو خود سلطان تبعیضی

 

تو خود یک فتنه انگیزی

 

اگر در روز خلقت مست نمی کردی

 

یکی را هم چون من بدبخت

 

یکی را بی دلیل آقا نمی کردی

 

جهانی را چنین غوغا نمی کردی

 

دگر فریادها در سینه ی تنگم نمی گنجد

 

دگر آهم نمی گیرد

 

دگر این سازها شادم نمی سازد

 

دگر از فرط می نوشی می هم مستی نمی بخشد

 

دگر در جام چشمم باده شادی نمی رقصد

 

نه دست گرم نجوائی به گوشم پنجه می ساید

 

نه سنگ سینه ی غم چنگ صدها ناله می کوبد..

 

اگر فریادهایی از دل دیوانه برخیزد

 

برای نامرادی های دل باشد

 

خدایا گنبد صیاد یعنی چه؟

 

فروزان اختران ثابت سیار یعنی چه؟

 

اگر عدل است این پس ظلم ناهنجار یعنی چه؟

 

به جدی درد تنهایی دلم رارنج می داد

 

که با آوای دل خواهم کشم فریاد و برگویم

 

خدایی که فغان آتشینم در دل

 

سرد او بی اثر باشد خدا نیست؟!

 

شما ای مولیانی که می گوید خدا هست

 

و برای او صفتهای توانا هم روا دارید!

 

بگویید تا بفهمم

 

چرا اشک مرا هرگز نمی بیند؟

 

چرا برناله پر خواهشم پاسخ نمی گوید

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم مرداد 1392ساعت 21:48  توسط ارمین ورمزیار21  | 


برایان تریسی 

1-انسانهایی که اعتماد به نفس دارن خود را با دیگران مقایسه نمیکنند .فقط خودشان را با بهترین کسی که میتوانند باشند مقایسه میکنند .


2-تفکر و نگرش مثبت  نسبت  به خود یکی از بهترین راههای ایجاد اعتماد به نفس هست .


3-هر کاری را که کس دیگری انجام داده باشد به احتمال زیاد شما هم میتوانید انجام دهید به شرط انکه شدیدا طالب ان باشید .


4-هیچکس بهتر از شما نیست .فقط بعضی از افراد در زمینه های بخصوصی بهتر از شما پرورش یافته اند و دانش بیشتری کسب کرده اند .


5-زندگی ایده ال خود را با تمام جزئیات ان تجسم کنید و ببینید  امروز برای ان چه اقدامی باید بکنید .


6-اگر کاری ارزش انجام دادن داشته باشد باید ان را شروع کنید. حتی اگر در اوایل کار نتوانید ان را به خوبی انجام دهید . 


7-عدم توانایی یا نداشتن شرایط مناسب نیست که مانع پیشرفت میشود .مانع واقعی نداشتن اعتماد به نفس هست .


8-شما هیچ محدودیتی ندارید در توانایی انجام کار جز محدودیتهایی که خود تان برای خودتان در ذهن درست میکنید .


9-رویاهای بزرگ داشته باشید ؛فقط رویاهای بزرگ میتواند روحیه و ذهن شما را فعال نگه دارد . 


10-کلید اعتماد به نفس این هست که ابتدا تصمیم بگیرید که چه میخواهید و سپس برای رسیدن به خواسته خود طوری عمل کنید که گویی امکان شکست وجود ندارد .


11-آینده متعلق به کسانی هست که خواستار آن هستن .از همین امروز تصمیم بگیرید هر چه را در زندگی ارزو دارید طلب کنید .



+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم تیر 1392ساعت 23:46  توسط ارمین ورمزیار21  | 


1- حالت  بتا 

فرکانس مغز بین 14 تا 21 هرتز هست و انرژی در این حالت درجه ی متوسط دارد .در این حالت فرد در هوشیاری کامل هست . در این حالت ضمیر خوداگاه فعال و ضمیر ناخوداگاه کاملا در حاشیه قرار دارد . 


2-حالت آلفا 

فرکانس مغز بین 7 تا 14 هرتز هست .این حالت زمانی رخ میدهد که فرد در ارامش کامل ؛خلسه سطحی یا هیبنوتیزم قرار دارد . در این حالت خوداگاه با حاشیه میرود و ناخوداگاه قدرت می یابد و زمانی ایده ال برای تلقین های های فکری هست .در این حالت مقاومت ضمیر ناخوداگاه کم شده و یا از بین میرود .این حالت تمرکز ذهن هست که فرد از محیط بیرون جدا شده و ذهن خود را اهدافی که دارد برنامه ریزی میکند .قدرت منطق استدلال و محاسبه به کنار میرود و همچنین خاطرات و حوادث به کنار زده شده و قدرت باور افزایش مییابد .


3-حالت تتا 

فرکانس در این حالت بین 4 تا 7 هرتز قرار دارد .این حالت چیزی مابین خواب و بیداری هست که در لحظات اولیه خواب یا بیداری و همچنین در خلسه های عمیق که توسط هیپنو تیزم کننده های حرفه ایی انجام میشود .


4-حالت دلتا 

فرکانس مغز بین 5/.درصد تا 4 هرتز قرار دارد دراین حالت فرد به خوابی بسیار عمیق فرو رفته و فعالبت خوداگاه به صفر میرسد .دراین حالت تلقینات و تصورات بسیار قدرتمند بوده و به سرعت جذب ناخوداگاه میشوند به گونه ای که دراین حالت نوک خودکار را روی پوست فرد بگذاریم و بگوییم این سیگار روشن هست پوست به سرعت عکس العمل نشان داده و میسوزد و جای ان دقیقا مثل جای سوختگیست .

فرکانس زیر 5/.هرتز باعث فرو رفتن در حالت کما میشود و وقتی فرکانس مغز به صفر میرسد .مرگ مغزی رخ میدهد .همچنین نیز فرکانسهای بالای 21 هرتز نیز باعث ایجاد حالت عصبانیت و بیقراری میگردد و اگر افزایش فرکانس ادامه داشته باشد باعث ایجاد  تشنج و حتی سکته مغزی میشود .

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم تیر 1392ساعت 21:16  توسط ارمین ورمزیار21  | 





کلام و سخن و اهمیت آن 

پیامبر اکرم (ص)

گفتار نیک باعث افزایش روزی و ثروت ،طول عمر میگردد.


کلمات از آفریده های اعجاب انگیز خداوند هستن .اگر از انها صحیح و مثبت استفاده کنیم .نیروی عظیم ناخوداگاه در اختیارمان قرار میگیرد که با ان انسان میتواند به تمام اهداف خود برسد .


انرژی کلمات بر احساسات ،روحیه و ،فعالیتهای شیمیای بدن و حتی وقایع زندگی اثر گذار است .حتی اگر قدرت کلمات را باور نداشته باشیم باز بر زندگیمان تاثیر میگذارد و با افزایش باور بر اثر گذاری ان بیشتر میشود .


این همه تاکید و تکرار ذکر در شرایع آسمانی و به خصوص در قران فقط به خاطر تاثیر کلمات هست .



+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام تیر 1392ساعت 23:23  توسط ارمین ورمزیار21  | 



افکار  افراد ثروتمند که البته باورهای  اونا رو درست میکنه که باورهاشون 


هم زندگیشون رو درست  میکنه تا خوشبخت و موفق باشن ... 


1-فقر ریشه همه بدی هاست .

2-از نظر ثروتمندان زندگی یعنی جنبش و حرکت .

3-برای ثروتمند شدن باید در دانش یا کار خاصی مهارت داشت .

4-از نظر ثروتمندان باید بچه ها یاد بگیرن که چگونه ثروتمند بشن.

5-ادمهای معمولی اجازه میدهند تا داشتن یا نداشتن پول عامل ایجاد استرس شود ولی ثروتمندان نه .

6-از نظر ثروتمندان باید میان خود و ثروت باید صلح برقرار کرد .

7-از نظر ثروتمندان یادگیری از تفریح مهمتر است .

8-از نظر ثروتمندان زندگی یعنی خرج کردن .

9-از نظر ثروتمندان میتوان هم ثروتمند شد و هم خانواده خوشبختی داشت . 

10-از نظر ثروتمندان زندگی یعنی تردید و کنکاش .

11_آدم های معمولی اجازه میدهند بود و نبود پول باعث ایجاد استرسشان  شود در حالی که ثروتمندان میان خود و پول صلح برقرار میکنند

12_ادمهای معمولی فکر میکنند بازار ها را استراتژی و منطق هدایت میکند در حالی که از نظر ثروتمندان این طمع و احساس است که بازار را میچرخاند 

13_آدمهای معمولی فکر میکنند برای پولدار شدن باید سرمایه خوب اولیه داشت .در حالیکه از نظر ثروتمندان در قدم اول باید از پول دیگران استفاده کرد .

14_ریسک کنید .

15_با افراد ممتاز جامعه ارتباط برقرار کنید .

16_دور اندیشی را در خود پرورش  دهید .

17_متمرکز بمانید .

18_خریدهای خود را ارتقا دهید .

19_سرگرمیهای بخصوصی داشته باشید .

  پول به دنبالش خواهد آمد 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام تیر 1392ساعت 15:7  توسط ارمین ورمزیار21  | 


خلاصه و چکیده مطالب مهم کتاب فکرتان 


را عوض کنید تا زندگیتان تغییر کند.



برایان تریسی 



رابرت کولیر 

چیزی در این کره خاکی وجود ندارد که نتوانید آن را به دست اورید .کافی است در ذهن خود این حقیقت راا بپذیرید که میتوانید به آن دست یابید .


اصل بزرگ 

شاید مهم ترین اصل ذهنی و معنوی این که تاکنون کشف شده است این است که به هرچه اغلب اوقات  فکر کنید به ان دست پیدا میکنید .دنیای بیرون منعکس کننده دنیای درون شماست .انچه در بیرون شما میگذرد بازتاب حوادث و شرایطی است که در درون شما میگذرد و وجود دارد و میتوانید با نگاه کردن به دنیای بیرون اشخاص بگویید که در درون انها چه میگذرد .


قانون جذب میگوید شما مغناطیس زنده هستید 

یعنی شما بدن استثنا ،اشخاص ،نقطه نظرها،فرصتها و شرایطی را که اغلب با افکارتان هماهنگی داشته باشد به زندگی خود جلب میکنید .


برتراند راسل 

زمانی گفت: بهترین اثبات اینکه کاری را که شما میتوانید بکنید یا نه این است که اگر دیگران ان را قبلا انجام داده اند ،پس بی شک شما هم میتوانید انجام دهید .


نکته :

اگربیاموزید که مانند سایر موفقها ،شادها ،و افراد موفق فکر کنید به زودی از زندگی مثل یا مطابق انها برخوردار میشوید واین قانون است .


صبور باشید و مداومت به 

خرج دهید .


%95درصد از کارهایی که انجام میدهید ناشی از عادتهای شماست انسانهای موفق انسانهایی هستن که عادتهای افراد موفق و موفقیت را در خود ایجاد میکنند .انسانهای موفق در خود عادتهای خوب ایجاد میکنند و کاری میکنند تا این عادتها بر رفتارشان حاکم شود ...



ادفور من 

شکل دادن به عادتهای خوب دشوار است ،اما زندگی با انها اسان است و برعکس .




تئودر روزلت 

کاری را که میتوانید با انچه دارید انجام دهید .این کلید موفقیت است کاری که متوانید با انچه دارید در همان جایی که هستید انجام دهید این کلید موفقیت است .


عمیقا توجه کنید 


انتخابهای جدید بکنید 

تمام تغییرات بیرون شما در دنیای درون شما شروع میشود .تغییرات عمده در درون شما زمانی حاصل میشود که که اشخاص را که با انها سر و کار دارید ،تغییر دهید .وقتی گروه جدیدی انتخاب میکنید و خود را درجمع اشخاص متفاوتی میبینید به طور ناخوداگاه شروع به تغییر میکنید .



تفاوتهای کوچک منجر به 


نتایج  بزرگ میشود .




خوشبین باشید ...


رالف والد امرسون 

در رساله اتکا به خود میگوید :از استحکام شخصیت به عنوان یک چیز مقدس پاسداری کنید ،او در جای دیگر میگوید چیزی به اندازه استحکام ذهن شما مقدس نیست .

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1392ساعت 21:56  توسط ارمین ورمزیار21  | 


سلام به  همنتون 

سلام ....

یه حرف ساده اما تاثیرگذار و خوشبخت کننده :

اگه کل انسانهای روی زمین طبق اصول تکنولوژی فکر عمل کنند دیگر ما هیچ مسئله ای نداریم و همه در نهایت خوشبختی واسایش و رفاه زندگی میکنند .

همون اصولی که مختصر تو وبلاگم  توضیح دادم 

به امید اینده پر از موفقیت و خوشبختی همه انسانهای قدم بردارنده دراین راه ...

+ نوشته شده در  جمعه سوم خرداد 1392ساعت 14:42  توسط ارمین ورمزیار21  | 

سخنانی از معصومین (ع):

پیامبر اکرم (ص):

1-وقتی خشمگین شدی خاموش باش .

2-هیچ عبادتی چون فکر  نیست .

3-تا میتوانی از خواهش وتمنا دوری کنید .

امام علی (ع):

هر انچه که شمردنی هست پایان مییابد و هر انچه را که انتظارش را میکشیدی خواهد رسید .

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1392ساعت 13:11  توسط ارمین ورمزیار21  | 

اسامی چند کتاب برتر ومشهور جهانی درمورد روانشناسی و تکنولوژی فکر

شما میتوانید با خواندن این کتابها و عمل به اونها بعد از اینکه اون مطالب رو به عنوان باور خودتون بقبولین واز ضمیر خوداگاه با تکرار به ضمیر ناخوداگاهتون بفرستید مطمئنا به دلخواهتون میرسید واین قانون است وتمامی این کتابها ونویسندگانشون اکثرا از صفر شروع کردن وحالا شهرت جهانی دارند

1-چه کسی پنیر من را خورد .اسپنسر جانسون

2-آخرین راز شاد زیستن .اندرو متیوس

3-قدرت فکر .ژوزف مورفی

4-معجزه ذهن برتر .جوزف مورفی

5-قدرت در درون ماست .لوئیس ال هی

توضیح :لوئیس ال هی کسی بود که به خاطر سرطان دکترا به اون جواب منفی داده بودن و گفته بودن که میمیره ولی اون با عمل به تکنولوژی فکر که به نظر من نهایت علم هست تونست تو 6ماه سرطانشو درمان کنه والانم زنده هست پس به ارزوهاتون فکر کنید وبرای رسیدن به اونا از هیچ تلاشی حتی کوچیک دریغ نکنید چون هیچ تلاشی بی ثمر نیست .

6-قورباغه را قورت بده .برایان تریسی

7-اسرار ذهن ثروتمند.تی هارواگر

توضیح کتابی فوق العاده برای رسیدن به ثروت

8-از ترس تا شکوفایی.سوزان جفرز

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1392ساعت 13:6  توسط ارمین ورمزیار21  | 

بعضی از ویژگی های ضمیر ناخوداگاه و ضمیر خوداگاه 

          ضمیرناخوداگاه                                                                  ضمیرخوداگاه

1هیچ وقت استراحت نمیکند وتا زمانی که                                1  استراحت میکند وزمانی که بیداریم کار میکند

من وشما زنده ایم کار و پردازش میکند                                     2هر ورودی را فقط یکبار میپذیرد

یعنی همون اطلاعاتی رو که دریافت میکنه                               3ورودی های غیر منطقی را نمیپذیرد

از طریق کانالهای ورودی پردازش میکنه و به شما                       4فقط در درون انسان وجود دارد

نتیجه میده با ورودی هایی که به اون فرستادین

2ورودی ها را بی نهایت میپذیرد زیرا محدودیت ندارد

3همه چیز را قبول میکند چه راست در وغ و شوخی و جدی پس مراقب ورودی ها  که قبل توضیح دادم باشید

4ضمیر ناخوداگاه شما همه زبانهای دنیا را میشناسد در انجا همه واژه ها معنی دار هستند و با تکرار بزرگتر وبزرگتر میشند

5در همه عالم حضور دارد

6با تمام کائنات و موجودات در ارتباط است و با توجه به بسامد ارتعاش درون شما برا شما نتیجه به بار میاره

یعنی اگه رو امور مثبت متمرکز شید برا شما فقط مثبت و موفقیت به بار مییاره و بالعکس

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1392ساعت 12:28  توسط ارمین ورمزیار21  |